چند ماه دیگه دوسالش تموم میشه شایدم تا حالا تموم شده، نمیدونم. فقط این سوال اذیتم میکنه که کجاست الان با کیه؟ عاشق کسیه؟ بی خبری خیلی بده. هیچوقت هیچکیو اینجوری ول نمیکنم.
دیشبم دوباره بحثمون شد، انقد خستم از اون و خودم که حتی حوصله ی تایپ کردن راجع بهش رو هم ندارم. حتی حوصله ندارم تو ذهنم قضاوتش کنم حتی حوصله ندارم که بهش فحش بدم.
__________________________________________________________________
پ.ن : من اینجا چیزایی رو مینویسم که نمیخوام تو زندگی شخصیم به ربون بیارم و به احدی بگم. اینجا نانوشته های زندگیمو مینویسم. حرصمو خالی میکنم همینطور ناراحتی و بددهنی هامو. اینجا جاییه که ذهنمو آزاد میکنم. پس فکر نکنین من تو زندگیمم انقد غمگینم و درگیر مسایل عشقی. غصه هامو اینجا به اشتراک میذارم تا با خودم حملشون نکنم...
برچسب:
نویسنده: نگار زارعینیا