یه عالمه انفاق
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
وای انقد اتفاقای مختلف افتاده و انقد چیز میز دارم واسه نوشتن که نمیدونم از کدوم شروع کنم.. **** مامانیم و اقاجونم عملشون خوب پیش رفت و بهترن، واسه همین برگشتیم خونه. تونستم با رژیم قندخونمو برگردونم به حالت نرمال. و از زنداییم هم متنفرم. زنیکه هی به من میگفت چاق شدی. تابستون بهت ساخته و ... . لامصب ...
مستر بیگ
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
انقد دلم براش تنگ شده که میخوام گریه کنم البته ممکنه تاثیر این هورمونای مسخره ی هفته ی قرمزمم باشه. لعنتی. به خاطر این مسئله هم که شده خدا باید کارای خوب ما دخترا رو دوبرابر و کارای بدمونو نصف حساب کنه. واقعا نمیشد یه جور دیگه باشه؟ با درد و چندش کمتر. مستر بیگمو میخوام..
دارچین
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
اعصابم بهم ریخته. از دست مامان و کاراش. رفتم باهاش حرف بزنم داشت فیلمشو میدید و حواسش به من نبود و میخندید به فیلمش. ناراحت شدم اومدم تو اتاقم. داشتم فرندز میدیدم. برگشت گفت چرا امروز نیومدی بریم دکتر بابت قند خونت که ببینیم دکتر چی میگه چرا همش پای لپ تاپتی و داری فیلم میبینی و یه ذره ورزش نمیکنی ک...
promise
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
به خودم قول دادم که کمکش کنم تا بهتر بشه حق من خیلی بیشتر از ایناست. فقط خودم میدونم که چقد خودم ارزشمندم
relax
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
عالی بود. بهترین هفته ام بود. چقد زندگی کردن با مستر بیگ عالیه. کنار ساحل، دوچرخه دونفره،... همه چی عالی بود. رفتم دکتر به خاطر قندم. متوجه شد که کبدم چربه و به خاطر همین قندم رفته بالا و حتی جوش هام هم به همین دلیله. یه رژیم دوماهه بهم داد که کبدمو پاکسازی کنه. امیدوارم خوب شم. پول داروها و ویزیتش ...
قهر از خانه
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
نمیدونم چرا مامانم انقد اصرار داره با اون عوضی ازدواج کنم!! میرم خوابگاه و برنمیگردم تا بفهمه چه خبره. تا بفهمه من تصمیم گیرنده ی زندگی خودمم. مرگ بر ازدواج های فامیلی. مرگ بر خواستگار فامیل سمج پیر پاتال با اون مادر خرش و خواهر احمق و نازنازوش امروز به سرم زد بگم باشه مامان باهاش ازدواج میکنم. ازدو...
bitch
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
bitch یه دعوای مسخره افتادم با یه ادم مسخره. زنیکه تو برو ناخونتو بکار. تو رو چه به هندل کردن گروه دخترونه. آشغال. به حد جنون عصبی شدم. و هرچی دهنم بود بهش گفتم. من اصولا اینجوری رفتار نمیکنم ولی با همچین آدمایی باید مثل خودشون رفتار کرد. هرزه ی عوضی. آخرشم وقتی از گروه لفت دادم اومد تو پی ویم بهم ف...
what the hell im doing with my life
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
چه مرگته آخه دختر؟؟ فک کردم وقتی کامنت گذاشت برام یعنی هنوز باهام اوکیه. اوکیه باهاما ولی مثل همه. استوری گذاشتم. یادمه تنها دختر مو بلندی بودم که دیده بود تو زندگیش. عکس موهام تو استوریم بود فقط دید هیچی نگفت. من حتی با خودم فک کرده بودم که چیا بگم در جواب رپلایش. مثلا میگفت "واای دیوونه چرا موهاتو...
story
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
میرم این اهنگ یادم تو رو فراموش رو استوری میکنم به عنم که فهمید
جنون
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:20
کجای جهانو بگردم پی ات؟ چرا خوب نیستم وقتی همه چی دارم تو زندگیم چرا با یه اهنگ بغضم میترکه
مرداد ماه
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:39
و شروع مرداد ماه زیبا... مرداد گرم ترین ماه خداست، و واکنش من به روزای گرم تو خونه موندن و بیرون نرفتنه، تحت هیچ شرایطی بیرون نمیرم. اما نیمه ی مرداد برام چیز دیگه ایه. تولدمه. 21 سال تمام. + نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:12 توسط نویسنده |
(26)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:39
واقعا فاز ملتو نمیفهمم. چقد هَوَل!!! یه پسره رتبه تک رقمی کنکور ارشدو تو یه گروه درسی دیدم ازش چندتا سوال درسی پرسیدم و منابعو. ولم نمیکنه ! رسما بهش گفتم آقا من تو رابطه ام. بازم ول نکرد. میاد میگه از زندگی ناامیدم و دست پیش داره واسه من که انگار من مقصرم. گمشو هَوَل!! مرتیکه ما هنوز حتی حرف غیر در...
(27)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:39
عکس کیکی که واسه جشن مامان درست کردمو گذاشته بودم استوری. میم دید بهمم کلی تیکه انداخت که چه بد شده مامانم بهتر درست میکنه و این چیزا حالا حال ندارم همشو بگم ولی تیکه ی مهمش این بود که برگشت بهم گفت "من تو رنج سنی تو نیستم، ف.ا.ک د لایف، ف.ا.ک د سیستر اف د لایف" منم گفتم "خودم میدونم،گرندی" کلی بهش ...
از این به بعد عنوانام شماره نداره. موضوعه. "?why he dont like me"
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:39
بله. ?why he dont like me. چرا واقعا؟ من که کلی کیوت و تو دل برو ام با کلی اپشن. الان 2 روزه حرفی نزدیم. یاد تابستون پارسال میفتم. انقد مشکل هست که دیگه نمیرسم غصه ی این اتفاقو بخورم. داداشم داره اخراج میشه. مامانم حالش بده. خونه قبلیمون موقع اجاره دادن به مشکل خورده و کلی تعمیرات میخواد. کنکور دارم...
استار باکس
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:39
من همیشه استخاره میکردم. حتی سر چیزای کوچیک مثل با کدوم لیوان اب خوردن یا اینکه من اول بهش پیام بدم یا بذارم اون پیام بده. همیشه اینجوری بودم. همیشه اول هر رابطه استخاره میکردم ببینم نظر خدا چیه. اما سر مستر بیگ نه. چون میترسیدم. میترسیدم بگه نه و من مجبور شم بذارم برم و رو حرفش حرفی نزنم هرچی باشه ...
و چرا استار باکس
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:39
یادم رفت در مورد عنوان پست قبلی بگم. مستر بیگ جانم، شما قهری ولی من به عنوان هدیه ماهگردمون برات ماگ استار باکس گرفتم. امیدوارم خوشت بیاد. اولین باره تو دوران قهرمون براش هدیه گرفتم. + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 0:22 توسط نویسنده |
انجیر
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:39
میم استوری گذاشته بود عکس دو تا انجیر بود و بالاشم نوشته بود "پشت شرکت باید درخت انجیر داشته باشه." منم نوشتم :" دزد بدبخت" گفت:" یهو بگو بکش پایین دیگه" نفهمیدم منظورشو. شما فهمیدین بهم بگین.. + نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 18:9 توسط نویسنده |
باید ببخشمت
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:39
باید از این روزام صد سال بگذره شاید ببخشمت شاید ببخشمت زخم زبونی که افتاده رو صدام هیچ اتفاقی نیست خیلی عوض شدم از مهربونیام اصلا سراغی نیست هرکاری میکنم حرفاتو هیچی از یادم نمیبره... چیکار میکنه امیرعباس گلاب. چه عالیه این آهنگ. منو یاد میم میندازه..... باید از این روزام صدسال بگذره... + نوشته شده ...
میم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:39
نوشتن ارومم میکنه. من احمقم که به میم پیام دادم. ای کاش هیچوقت نمیدیدمش. ای کاش هیچوقت دوباره نمیومد تو زندگیم. همه ی پیامای امروزمو پاک کردم اگه بره تو چتمون میفهمه. آخه من چمه! من که تو یه رابطه عالیم.. چرا میم از ذهنم نمیره.. اگه بهش نمیفهموندم که تو رابطه ام بهش میگفتم دوسش دارم.. یعنی انقد پیش ...
(8)
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 0:06
انگاری نمیشه ساخت باهاش،نمیشه موند دیگه. یه حس درونیه که نمیذاره باهاش خوب باشم، همیشه دوست دارم له کنمش و خردش کنم، همیشه دوست دارم برونمش. بعضی وقتا فکر میکنم ای کاش با یه ادم جدید اشنا شم یا ای کاش بتونم مثل یه دختر مستقل زندگی کنم، البته نمیشه.. الان دیگه همه میدونن ما باهمیم، یه سال میگذره از